اسكندر بيگ تركمان

472

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )

فرار كردن شاهويردى خان از لرستان و رفتن او بروم بمهديقلى خان شاملو عنايت شده قلعه را به او سپردند و از آنجا عنان اقبال بجانب صدمره انعطاف داده در عين اشتداد گرما و قلب سرطان كه ماهى حوت بر تابهء فلك بريان ميشد در صدمره كه گرمسير لرستان و محل قشلاق الوار است نزول اجلال فرمودند شاهويردى از صدمره فرار نموده بكور كوه كه ما بين لرستان و سرحد بغداد واقع است رفت كه از آنجا عزيمت بغداد نمايد مير قيصر خامه بيدل كه از امراء معتبر لرستان و سردار دو هزار خانه بود ازو تخلف نموده باردوى همايون پيوست و چون در صدمره رفتن شاهويردى بكور كوه مسموع گشت و از صدمره تا آنجا بيست فرسخ مسافت بود رأى جهان آرا بدان متعلق گشت كه بر سر او ايلغار نموده بدست آورند يا بالكليه از لرستان اخراج نمايند و اردوى معلى و اغروق همايون را در صدمره گذاشته سباى با فوجى از غازيان بهرام صولت ايلغار فرموده آن مسافت بعيد را كه تمام كوهستان پرنشيب و فراز است در يك شبانروز طى فرموده چون بپاى كور كوه رسيدند شعر رهى چون ره عشق در پيش آمد * كثير المخاطر خطير العواقب فرازش چو قدرش بلند و نشيبش * ز بختم نگونتر به چندين مراتب در آنجا مشخص شد كه شاهويردى خان بحرمان لرستان ساخته و خود را بالكاء روميان انداخت چون داخل الكاء روميه خلاف شرايط صلح بود قدم كشيده داشته باردوى كيوان شكوه مراجعت نمودند و قورچيان عظام و يساولان تعيين شدند كه الوسات و احشامات قراالوس را كوچانيده بقلمرو عليشكر برند كه در مكان اصلى خود برعيتى حكام قزلباش قيام نمايند سلطان حسين ولد شاه رستم از بيم شاهويردى فرار نموده در ميانهء كلهر بسر ميبرد روى ارادت بدرگاه جهان پناه آورده منظور نظر شفقت شاهانه گرديد و ايالت لرستان سواى خرماباد و توابع كه بمهديقلى خان شفقت شده بود بسلطان حسين مذكور عنايت شد و ريش سفيدان الوار را بعنايات شاهانه مستمال گردانيده بملازمت سلطانحسين مأمور فرمودند و ايشان تا موازى يكصد هزار گوسفند پيشكش نمودند ديوانيان اعلى حسب الامر گوسفند مذكور را بعساكر منصوره تقسيم نمودند و از آنجا عنان عزيمت بصوب مراجعت انعطاف داده چون هنوز خبر تسلط عبدالمؤمن خان و استخلاص محصوران قلعه نيشابور نرسيده بود قرار داد خاطر اشرف آن بود كه داخل دار السلطنهء قزوين نشده از راه درجزين جهة دفع شر عبدالمؤمن خان و استخلاص محصوران قلعه نيشابور بجانب خراسان روانه شوند چون ببروجرد رسيدند اخبار خراسان و آمدن درويش محمد خان و دادن نيشابور بطريق مصالحه باوزبكان و التجاء حاجى محمد خان پادشاه خوارزم بپايهء سرير خلافت مصير چنانچه ايراد يافت رسيده آن اراده موقوف ماند و از آنجا بميانهء ايل بيات نزول فرموده ايشانرا جهة تقصيرى كه در جنگ شاهويردى خان نموده مستحق عقوبات گوناگون شده بودند مؤاخذه فرموده در معرض عتاب و خطاب داشتند شاهقلى سلطان برادر اغورلو سلطان كه بجاى برادر حاكم آن جماعت شده بود استدعاى عفو تقصير ايشان نموده چون مشار اليه مشمول عنايات خسروانه بود درجه قبول يافت و ايل بيات بشكرانهء الطاف شهريارى موازى سه هزار اسب كره ايقر و ماديان